سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مُهر بر لب زده

دردی بود در دل ، ذکری بود بر لب ... گفتم تابدانم تا بدانی ...

شیخ ابراهیم ابن حسن ابن خاتون عاملی صاحب قصص النبیاء از طریق شیعه، یکی از علما و دانشمندانی است که منسوب به آل خاتون است. آل خاتون یکی از خانواده‌های قدیمی علم و دانشند که در جبل عامل بوده‌اد. خاتونی که این خانواده‌ی علمی را به او نسبت می‌دهند، دختر یکی از پادشاهان ایّوبی است. هنگامی که این پادشاه از جبل می‌گذشت چون به قریه «امید» رسید در آنجا فرود آمد در آن قریه جد این علماء که نسبت به آل خاتون دارند زندگی می‌کرد عالمی بسیار پارسا بود. تمام ساکنین به دیدن پادشاه رفتند مگر آن دانشمند. پادشاه پیش او فرستاد و علت ترک ملاقات را جویا شد آن دانشمند جوابی داد که مطابق آن روایت نیز رسیده، فرمود: هر گاه دیدید پادشاهان را بر در علما هم علما و هم ملوک نیکویند ولی اگر علما را بر در پادشاهان دیدید هم علما و هم پادشاهان بد هستند. پادشاه ایّوبی از این جواب خوشش آمد و مقام آن دانشمند در نظرش بزرگ آمد و همین سبب شد که دخترش را که خاتون نام داشت به ازدواجش در آورد. علمایی که به آل خاتون مشهورند و علمای بسیاری هستند که به شماره نمی‌آیند به همین جهت به «خاتونی» ملقب شده‌اند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر خواص امت من صالح باشند عوام امت من اصلاح می‌شوند. عرض کردند یا رسول‌الله مراد از خواص امت کیانند؟ فرمود: «چهار طایفه‌اند حاکمان، علما، عابدان و تجار.» عرض کردند: چگونه اصلاح امت به اصلاح این چهار بستگی دارد؟ فرمود: «حاکم به منزله‌ی چوپان است که گوسفندان را از گرگ محافظت می‌کند پس اگر چوپان خود گرگ باشد تکلیف گوسفندان چیست؟ علما، طبیبان و معالجان خلقند پس اگر طبیب خود مریض بود بیماران را چه کسی معالجه کند؟ عابدان دلیل راهند که جماعت چشمشان به آنها است و به دنبال آنها حرکت می‌کنند پس اگر دلیل، راه خود را گم کرد کی راهروان را هدایت و دلالت کند؟ تجار امینان خدایند اگر امین خیانت کار شد پس به چه کس باید اعتماد شود؟»


قطعه‌ای از نامة‌ آیة‌ الحقّ عارف‌ کامل‌حاج‌ میرزا جواد آقای‌ ملکی‌ تبریزی‌ به‌ مرحوم‌ آیة‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمّد حسین‌ إصفهانی‌:

«بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌؛ فدایت‌ شوم‌... در باب‌ إعراض‌ از جِدّ و جَهد رسمیّات‌، و عدم‌ وصول‌ به‌ واقعیّات‌ که‌ مرقوم‌ شده‌؛ و از این‌ مفلس‌ استعلام‌ مقدّمة‌ موصله‌ فرموده‌اید!

 بی‌رسمیّت‌، بنده‌ حقیقت‌ آنچه‌ را که‌ برای‌ سیر این‌ عوالم‌ یاد گرفته‌؛ و بعضی‌ نتائجش‌ را مفصّلاً خدمت‌ شریف‌ در ابتداء خود صحبت‌ کرده‌ام‌؛ و از کثرت‌ شوق‌ اینک‌ با رفقاء در همة‌ عوالم‌ همرنگ‌ بشوم‌؛ اُسّ و مُخّ آنچه‌ از لوازم‌ این‌ سیر می‌دانستم‌، بی‌مضایقه‌ عرضه‌ داشته‌ام‌.

 حالا هم‌ إجمال‌ آن‌ را به‌ طریقه‌ای‌ که‌ یادادامه مطلب...